با اینهمه فلسفه هگل در افکار تأثير قوی داشته ، وشك نيست که در تفکر و تعقل مقتدرمان کبد چرب در افراد لاغر و پرمایه وساحبنظر بوده است ، آنچه از فلسفه او فراموش نباید کرد نخست: سلوك عقلی او است که به قاعده برنهاد و برابر نهاد و هم نهاد ، ومراحل سه گانه مقولاتی را که قائل شده از یکدیگر استخراج کرده ؛ و از پست ترین پایه که هستی بست باشد به بالاترين مرتبه ، يعني ذات مطلق رسیده است ، واین اصل در کلیه فلسفه او حکمفرما است . هگل برسبیل عادت خود در صنعت هم سه مرتبه قائل شده است. آیا استفاده از کرم های موبر در سه ماهه اول بارداری خطرناک هست؟ پس صورت یافتن دولت نتيجة هواهوس کی، یا قرارداد و مواضعه میان کسانی برای حفظ منافع آنان نیست، بلکه امری معقول وضروری برای رسیدن به غایتی عالی است و از این جهت است که مندی است و باید مطلقا مطاع باشد . حق اینست که و هر دولتی ازيك ملت بهانه ساخته شود ، یعنی از مردمی که زبان ردین و عادات و افکارشان یکسان باشد ، و هر دولت به منزله يك شخص است ، پس چنانکه اشخاص نسبت به یکدیگر مستقل می باشند دولت ها هم نسبت به یکدیگر باید مستقل باشند ، جز اینکه برتر از افراد هر ملت دولتی هست که اقتدارش اختلافات آنان را تسویه می کند ، و میزان تسوية اختلافات قانـون ملی است که همان هیئت دولت وضع کننده و نگاهدارنده آنست . Content was created by GSA Conte nt Generator DEMO!
و حال آنکه راز جهان اگر گشودنی باشد پس از آن خواهد بود که تفحص کنندگان به مشاهده مشاهده و تجربه اسرار طبیعت را یکان یکان کشف کنند. اما زمان تصوری و ذهنی بودنش از اینجا به خوبی برمی آید که به خودی خود هیچ تأثیری ندارد اگر زمان امری متحقق بود می بایست تأثیر داشته باشد . وشخص بـرای حفظ وجود خویش وجودهای دیگر را در خود مستهلك ميسازد ، لاجرم به کیفر این خودخواهی گرفتار میشود وعقل كل برای بقای وجـود حقیقی آن وجود مجازی موقت را دفع می کند، درواقع مرگ نمایش عجز ماده است از اینکه به درستی جلوه گاه حقیقت شود ،پسمر فنای شخص است اما دوام نوع است ، شخص خودرا سمندروار می سوزاند تا از خاکسترش درباره بزاید . تحقیقات هکل در فلسفه طبیعت از اقسام دیگر تحقیقاتش کمتر طرف توجه است ، و نقص و عبیش بیشتر ، زیرا او هم مانند فیلسوفان پیشین خواسته است با معلومات ناقص زمان خود به خیال بافی ، حقیقت عالم خلقت را معلوم کند در از جهان را بگشاید. دیانت که موضوعش خدا است ، مرحله ای است میان این دو که از محسوس تجاوز کرده ، رهنوز به معقول صرف نرسیده است . This w as c reated by G SA Content Generator DEMO!
به عبارت دیگر جهان امری معقول است پس از عقل برمی آید ، تفاوت در اینجا است که مقولاتی که در منطق بحث می کردیم کلیات محض بودند، یعنی کلیت تام داشتند اما کلیاتی که در فلسفه طبیعت می یابیم جنبه جزئیت هم دارند ؛ آنها عقلی صرف بودند اینها به حس هم در می آیند . در مرحله پیشین یعنی روح درون ذاتی و برون ذاتي هريك داراي يك جنبه از امر معقول می باشند ، و يك طرفی هستند ، در مقام درون ذاتی همه از جنبه بیرونی غافل و به خود مشغولیم ، در مقام بروندانی همه مشغول به غیر واز خود غافلیم و به کمال وقتی می رسیم که این دو جنبه را ترکیب کنیم ، وجامع شویم، از بیرون به درون بر گردیم ، اما درون متوجه بیرون ، و بیرون نماینده درون باشد منظور همان ناظر باشد ، و ناظر جز خـودچیزی نیابد .
چون وجود دولت ناگزیر است ، و دولت برای انجام وظیفه و رسیدن به غایتی که از آن منظور است باید مستقل باشد ، و غایت وجود دولت برتر از غایت وجود افراد است ، پس هنگام جنگ افراد باید از خود بگذرند وجان ومال را فدای استقلال دولت کنند ، اما دولت ها همان گاه که با یکدیگر در جنگ هستند باید هريك به ياد داشته باشند که با دولتی دیگر جنگ دارند نه با اشخاص و افراد آن دولت ، و بنابراین باید حقوق آن افراد را ازجان ومال و خانواده وغيرها محترم بدارند. اما کتاب هم طرف توجه نگردید ، و شوپنهاور از فضلای معاصر خود سخت رنجید که اقبال لازم نسبت به او نکردندو ترویجی که می بایست بکنند به عمل نیاوردند، طبیعتی بی آرام ومتزلزل و پرسوء ظن داشته و عصبانی بود ، متاهل نشد و زندگانی را به تنهائی بسر برد ، درسه کتاب دیگر هم تصنیف کرد که چندان چیزی بر مطالب اصلی کتاب نیفزود ، وفقط بعضی توضیحات وافادات می کرد در هفتاد و دوسالگی به مرگ ناگهانی در گذشت ( ١٨٦٠ ) اما در سالهای آخر عمرش طرف توجه شده و کم کم اشتهار یافته بود ، و پس از مرگ اشتهارش قوت گرفت.